من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.
 
یکی از بازاریان که از شاگردان مرحوم شاه آبادی بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

« چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند:

آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم.»

همین فرد می گوید:

« بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.»

 

سه دستور ایشان چنین بود:

1- مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

2- در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا” اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

3- از نظر حقوق الهی، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.

کدام درست می گوئید؟

یکی از شاگردان مرحوم شیخ رجب علی خیاط می گوید:

روزی من و شیخ، همراه مرحوم آیت الله محمد علی شاه آبادی در میدان تجریش می رفتیم. شیخ به آیت الله شاه آبادی خیلی علاقه داشت.

شخصی به ما رسید و از مرحوم شاه آبادی پرسید: شما درست می گویید یا این آقا؟ ( اشاره به شیخ رجبعلی خیاط.)

آیت الله شاه آبادی فرمود:

چه چیز را درست می گوید؟ چه می خواهی؟

آن شخص گفت: کدامیک از شما درست می گویید؟

آیت الله شاه آبادی فرمود: من درس می می گویم و یاد می گیرند، ایشان می سازد و تحویل می دهد.

هر چند این سخن حاکی از نهایت تواضع و فروتنی این عارف کامل است، لیکن بیانگر تأثیر کلام و قدرت تربیت و سازندگی جناب شیخ رجبعلی خیاط نیز هست.

نماینده خدا

نقل است که شیخ رجبعلی خیاط فرمود:

از عده ای از علماء و اهل معنا پرسیدم: خداوند انسان را برای چه آفرید؟ جواب قانع کننده ای نشنیدم. تا اینکه از آیت الله شاه آبادی سؤال کردم.

ایشان فرمودند:

« خداوند انسان را برای نمایندگی خود خلق کرده است؛ إنی جاعل فی الارض خلیفه».


موضوعات: راهی به سوی نور
   چهارشنبه 1 اسفند 1397نظر دهید »

چرا اسلام شناسان غربی شیفته علی(ع) هستند؟
امام علي(ع) رابطه ناگسستني بين حکمت نظري و سياسـت عملي برقرارمي کند وهـدف از زندگي کوتاه دنيـوي را مقدمه و آزمايشگاهي براي زندگي پايدار اخروي مي نامد، برهمين اساس علاوه بر پاسخگويي به مردم ،دادگاه عدل الهي را محکمه اي مي داند که زمامدار بايد درمقابل آن پاسخگوي گفتار، رفتاروکردارخويش باشد.
 
دوره کوتاه زمامداري امام علي (ع) سرشارازآموزه هاي گرانقدري است که مي تواند به عنوان الگويي بي نظيرمورد توجه انديشمندان سياسي و فراترازآن دولتمردان قرار گيرد. امام علي(ع) رابطه ناگسستني بين حکمت نظري و سياسـت عملي برقرارمي کند وهـدف از زندگي کوتاه دنيـوي را مقدمه و آزمايشگاهي براي زندگي پايدار اخروي مي نامد، برهمين اساس علاوه بر پاسخگويي به مردم ،دادگاه عدل الهي را محکمه اي مي داند که زمامدار بايد درمقابل آن پاسخگوي گفتار، رفتاروکردارخويش باشد.

زمامداري امام علي(ع) با نفي استبداد، خودکامگي و جورپيشگي همراه بود و درموارد متعددي در خطبه ها و نامه هاي خويش واليان و مسئولان حکومتي را به رعايت دقيق حقوق مردم فرا مي خواند و آنها را از بيماري مهلک خود رأيي، تماميت خواهي و انحصارطلبي برحذرمي داشت. توصيه به گذشت، چشم پوشي ازاشتباهات مردم و تواضع و فروتني درمقابل آنان نه تنها ازنصايح اخلاقي، بلکه ازدستورات مؤکد وي به کارگزاران امورکشوري و لشکري بود.

امام علي(ع) خود نيـزبـه طريق اولي عامل بـه اين وصايا بود و به مردم مي فرمود: با من آنگونه که با ستمگران سخن مي گوييد، سخن نگوييد، سخناني که ازعصبانيت و خشمگيني شماست ازمن مخفي نکنيد و ازراه سازشکاري با من وارد نشويد. فكرنكنيد که اگر مطلب حقي را گفتيد من ناراحت مي شوم. وي با نفي چابلوسي، تجليل و تمجيد، پند و اندرز مردم در خطاها و اشتباهات احتمالي را از جمله حقوق خويش برمردم مي شمارد و عنوان مي کند از گفتن حق و مشورت عادلانه به من چشم پوشي نکنيد.

سیره علی(ع) الگوی شایسته برای صاحبان قدرت:

چگونگي مواجهه حضرت علي(ع) با منتقدان، مخالفان و معاندان بسي درس آموزاست. وي نه تنها برمنتقدان خرده نمي گرفت، بلكه عمل انتقادي را داراي ارزش مي دانست. امام درعهد نامه مالك اشتر يادآورمي شود كه اي مالك از ميان آنان [مردم] كسي را به خودت نزديك كن كه حرف حقي را كه تلخ است به تو بهترو بيشتربزند. درگفتار و كردارت كه خدا براي دوستانش نمي پسندد كمترتو را ستايش كند هرچند اين كار تو را ناراحت نمايد و دلتنگ شوي (نامه/ 53).

 

گفتاروكردارامام علي(ع) با مخالفان و معاندان نيزداراي آموزه هايي شگفت است. علي(ع) درمقابل تندروي ها ومخالفت هاي خوارج از جاده انصاف، عدالت و آزادي خارج نشد و برآزادي ها و حقوق اين گروه كه ازمخالفان وعنودان سرسخت بودند، پاي فشرد وبه آنان گفت: بدانيد كه شما نزد ما سه حق داريد و تا هنگامي كه همراه ما هستيد آنها را از شما بازنمي گيريم؛ شما را ازمساجد خدا كه نام اورا درآنها بر زبان مي آوريد منع نمي كنيم، شما را ازدرآمد عمومي وغنايم تا زماني كه دستتان درجنگ همراه ماست محروم نمي سازيم وتا جنگ با ما آغاز نكرده ايد با شما نمي جنگيم.

درخصوص رفتار با دشمنان و رعايت عهد و پيمان با آنان نيزبه مالك اشتر مي نويسد: اگر ميان تو و دشمنت پيماني بسته شد و يا اماني به او دادي بايد به پيمان وعهد خود وفاداربماني وامانت را دراماني كه داده اي رعايت كني. هر پيمان وعهدي كه داده اي حفظ آن به عهده توست و براي حفظ آن بايد سينه سپر كني. زيرا در ميان واجب هاي خدا، با همه اختلافي كه درفكر و عقيده ميان مردم هست، واجبي كه مورد بزرگداشت بيش از وفاي به عهد باشد درميان اعمال واجب نيست. مشركان با اينكه ازنظرمعنوي غيرازمسلمانانند، براي پيمان احترام قائلند، زيرا ازتجربه هاي تلخ پيمان شكني و عواقب آن اندرزآموخته اند.

بنابراين دروفاي به عهد دغلكاري مكن وپيمان خويش را مشكن و به دشمن خود نيرنگ مزن، زيرا فقط نادان تيره دل نسبت به خدا گستاخ مي گردد و درحقيقت خدا عهد و امان خود را در پناهگاه رحمت خويش در ميان مخلوق خود قرارداده است تا ازاين دژ به عظمت خدا دست يابند و درسايه عظمت وي آسوده خاطر گردند. بنابرين نه دغلكاري ، نه نيرنگ ونه خيانت بايد ديده شود. هرگاه به سختي افتادي مبادا پيمان را بدون دليل شرعي برهم بزني، زيرا با مشكلات پيمان ساختن به اميد آن كه مشكلاتش بر طرف گردد و پايان شايسته اي داشته باشد، بهترازخيانتي است كه ازعوارض آن وحشت داشته باشي و بهترازاين است كه براثرخيانت به پيمان تحت تعقيب خدا قراربگيري كـه نه در دنيا و نه درآخرت اززير بارمسئوليت آن نتواني بيرون بيايي ( همانجا)

چگونگی برخورد با دشمن:

اوج زيبايي برخورد با دشمن را در موضوع وصيت امام علي(ع) درخصوص ابن ملجم مرادي، قاتل علي(ع) ديده مي شود. وي به فرزندانش امام حسن و حسين چنين سفارش مي كند: من ديروز در ميان شما بودم و امروز مايه پند شما و فردا از ميان شما خواهم رفت. اگرماندم خودم با ابن ملجم حسابم را مي رسم و اگرنابود شدم، نابودي وعده گاه من است. اگرعفو كردم، بخشش وسيله ايست براي تقرب من به خدا و ثوابي است براي شما، بنابراين ازاوصرفنظر كنيد كه خدا مي گويد: آيا دوست نداريد خدا گناهان شما را ببخشد (نهج البلاغه، نامه 23). مواظب باشيد درخونريزي فرو نرويد، نگوييد امير- المومنين كشته شد، امـيرالمومنين به قتل رسيد. توجـه داشته باشيد كـه دربرابركشته شدن مـن، فقط يك ضربت دربرابرضربت وي به اوبزنيد، اورا “مثله” ننماييد، زيرا من ازرسول خدا(ص) شنيدم مي فرمود: ازمثله كردن هرچند نسبت به سگ هار پرهيزنماييد (نامه شماره 47.ص،751). بعد از من خوارج را به قتل نرسانيد، زيرا كسي كه به دنبال حق باشد و آن را نيابد مانند كسي نيست كه دنبال باطل برود و آن را بدست آورد (خطبه/ 60) 

رویکرد امیرالمومنین در لحظات سخت حکمرانی:

اسلام دین تعقل و اندیشه است و از انسان خواسته می شود برای انتخاب بهترین ها اندیشه کند. موعظه، نصیحت و جدال احسن و حتی دعوت مخالفان به گفتگو توصیه می شود. بنابراین یکی از وظایف اصلی رهبران الهی هدایت است. بر همین مبنا است که حضرت به دشمنان مهلت اندیشیدن داده و در آغاز جنگ شتاب نورزیده(خطبه 43) و آن را به تاخیر می اندازد(خطبه55) و قبل از جنگ نیز با طرف مقابل اتمام حجت می کند(خطبه/137) و از لغزشها در می گذرد(خطبه159) و پیمانشکنان را مورد لطف خود قرار می دهد(خطبه/ 4) و بعد از جنگ فرمان عفو عمویم صادر می کند و فرمان عدم تعقیب فراریان را صادر می کند…( نامه/ 29).

رفتار و منش علی در جنگ ها نیز بر معیار عدالت است. آنجایی که عدالت به او اجازه دهد تساهل و مدارا به خرج 

خواهدداد و جایی که عدالت اجازه ندهد دست علی برای مدارا بسته خواهد بود. از همین روست که در جنگ‏ها

 فرمان می دهد:«درختان را قطع نکنید، بیگناهان را نکشید. آب آشامیدنى را مسموم و مسدود نکنید، فراریان را تعقیب نکنید، 

بااسیران به نرمى رفتار کنید، اموال مسلمانان را به غنیمت برندارید و…»( عسکرى، 1375: 2/147) حضرت در وصیت خود بهفرزندش امام حسن مجتبی، نکته های ارزشمندی از تساهل و مدارا را آموزش 

می دهند؛ «هنگامى كه بر دشمنت غلبهكردى، شكر قدرت را عفو او قرار ده»( خطبه/ 86 ، حكمت/ 11).

«هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن که آسایش رزمندگان و آرامش فکری

 و امنیت کشور در صلح تأمین می‏گردد… اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد

 خویش وفادار باش و بر آن‏چه بر عهده گرفتی امانت‏دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان؛ زیرا هیچ یک از واجبات الهیه

مانند وفای به عهد نیست که همه مردم جهان با همه اختلافاتی که دارند در آن اتفاق نظر دارند…

پس هرگز پیمان شکن مباش و در عهد خود خیانت مکن و دشمن را فریب مده… پس از محکم کاری در قرارداد نامه

 دستاز بهانه‏جویی بردار. مبادا مشکلات پیمانی که بر عهده‏ات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده تو را به پیمان

 شکنی وادارد…»( نامه/ 53).  از سوی دیگر خطاب به یارانش که عازم جنگ صفین بودند، فرمودند؛ «اى فرزندان مهاجران، به سوى سرکردگان کفر و بازماندگان جنگ احزاب و دوستان شیطان حمله ور شوید.»( ابن ابى الحدید، 2/194) یا  وقتى

 

 چشمان مبارکش در میدان صفین به پرچم هاى سپاه معاویه افتاد، فرمود: «قسم به کسى که دانه را شکافت و انسان را 

آفرید، آن هااسلام نیاورده بودند، بلکه به ظاهر تسلیم شدند و کفر خویش را پنهان نمودند.».


منبع سایت آوینی
 
 


موضوعات: راهی به سوی نور
   یکشنبه 28 بهمن 1397نظر دهید »

گزیده از اشعار  شب شعر در محضر رهبر انقلاب:

شاعر:سید عبدالله حسینی

مستر ترامپ! لشکر خود را فرا بخوان
وقت وداع زودرس آمد، دعا بخوان

سرمست از معامله با گاو شیر ده
شمشیر را برقص بیاور، ثنا بخوان

رندانه گاوهای عرب را بدوش و باز
این گله را دوباره برای چرا بخوان

درس از عراق و کابل و لبنان بگیر، بعد
ای مردک خرفت، رجز بهر ما بخوان

از کارتر بپرس که طوفان شن چه کرد
بد نیست چند سطر از آن ماجرا بخوان

از جُرج و بیل و جیمی و باراک کن سوال 
ما کیستیم، بعد از این خطبه ها بخوان

گریند افسران اسیر تو تا هنوز
یک خط خبر اگر شده زان ماجرا بخوان

ما را ز مرگ سرخ مترسان که عاشقیم
گوگل که هست، سرچ کن! از کربلا بخوان

بوده است این خلیج، خلیج همیشه فارس
ابله! برو به مدرسه جغرافیا بخوان

یک ترم هم اگر شده تاریخ بگذران
ای بی سواد جزوه ی تاریخ را بخوان

بعد از فراغ از هیجان زن و شراب
یک صفحه هم حقوق برای خدا بخوان

شیطان شوم! شرّ تو را می‌کنیم کم
اشرار را تمام به یاری فرا بخوان

پنجاه و سه ستاره تان می‌کنند افول
ختمانه ستاره ی داود را بخوان

قدس است پایتخت فلسطین إلی الابد
از قدس ما سفارت خود را فرابخوان

نیل خلیج فارس تو را غرق می‌کند
فرعون مصر! باز خودت را خدا بخوان

برج مُشیَّدت به سرت می‌شود خراب
بر سینه‌ات صلیب کشیده، دعا بخوان


موضوعات: شعر
   شنبه 27 بهمن 1397نظر دهید »

 

وقتی که می فرمایند: «جد فی السیر الیه= تلاش می کند برای حرکت به سمت او»، یعنی عشق، تلاش علمی لازم دارد. پس دینداری بدون یاد گرفتن مسائل فقهی نمی شود. باید رساله بخوانیم. باید زبان عربی آموخت. خدا با زبان عربی با تو حرف زده است. زبان این عشق بازی عربی است. زبان عربی زبان عشق و عقل است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «تَعَلَّمُوا اَلْعَرَبِیَّةَ فَإِنَّهَا كَلاَمُ اَللَّهِ اَلَّذِی تَكَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ 1 = زبان عربى را یاد بگیرید؛ زیرا كه آن كلامی است كه خدا با بندگان خود بدان سخن گفته». تلاش به سمت خدا در درون باید اتفاق بیفتد. اولین مرحله، سیر نظری است بعد، عملی. دوره ی نظری تلاش و استقامت می خواهد؛ حرف گوش کردن، نوشته، مطالعه و مباحثه می خواهد؛ یادداشت برداری می خواهد. 

پس سیر نظری، تلاش جدی برای رسیدن به خداست و این که خدایا دوستت دارم و باید تو را بشناسم. برای خداشناسی وقت می گذارم. من می خواهم حرکت کنم، باید خودم را بشناسم، این موجودی که قرار است حرکت کند تا شبیه خدا شود، چه کسی است؟ روی معرفت نفس، امام شناسی وقت می گذارم. قرآن را واسطه قرار دادی، من باید مطمئن شوم که این قرآن کتاب تو است. سوالاتم را در مورد قرآن برطرف می کنم. از کجا بدانم که قرآن حق است، از کجا بدانم که معجزه است؟ این سوالها را برای خودم باید حل کنم تا قلبم آرامش پیدا کند. کفرآمیزترین سوالاتم را مطرح می کنم  تا همه سوالها حل شود تا در وادی عشق بیافتم، برای همین است که خداوند فرمود:

«إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ2 = از میان بندگان خدا، تنها دانایانند كه از او مى‏ ترسند». . کسانی که عاشق حقیقی خداوند هستند و حقیقی و واقعی از خداوند می ترسند، مطالعه کرده اند و به اطمینان رسیده اند. خوابشان از عبادت ما هم بهتر است؛ چون با یقین است و بعد از این سیر نظری، لازم است روی سیر علمی سرمایه گذاری کنیم.

1=الخصال , ج 1 , ص 258.

2=سوره فاطر/28.

منبع:پایگاه فرهنگی منتظران منجی


موضوعات: راهی به سوی نور
   دوشنبه 12 آذر 1397نظر دهید »

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه زینبیه، نشست سیاسی به مناسبت هفته بسیج با همکاری موسسه آموزش عالی زینبیه و با حضور استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی جناب آقای دکتر کنی ، اساتید و طلاب در حوزه علمیه زینبیه برگزار گردید.

جناب آقای دکتر کنی ضمن تبریک به مناسبت هفته بسیج فرمودند:اصیل ترین کانون جوشش انقلاب ،حوزه علمیه است.

ایشان بیان کرد:نیروی بسیجی تا بصیرت را به معنای کامل درک نکند ریسک تهدیدها را بالا می برد، همچنین با شیوه های جدید باید امر به معروف و نهی از منکر کرد تا نتیجه بخش باشد. بسیجیِ مخلص و با ایمان موانع سیاسی را از سر راه برمی دارد و با سلاح ایمان مقتدرانه به راه خود ادامه می دهد.

وی تاکید کرد: در جایگاه  منتقد، جانب انصاف را رعایت کنید،به گونه ای که هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف بیان شود.

آقای دکتر کنی در خاتمه خاطر نشان کرد: بسیجی باید به سلاح بصیرت مجهز باشد و در ابعاد مختلف مانند علم آموزی، اجتماعی، سیاسی بصیرت داشته باشد و در تمام عرصه ها پشتیبان ولایت فقیه باشد و سخنان رهبری را بر  پایه و اساس صحیح قلمداد نماید.

 

 

   دوشنبه 12 آذر 1397نظر دهید »

معاونت پژوهش مدرسه علمیه زینبیه، اعلام کرد : روزچهارشنبه مورخ 97/9/7 کارگاه پژوهشی با محوریت «مقاله نویسی و انتخاب عنوان» در مدرسه علمیه زینبیه برگزار شد.

ایشان بیان کرد: این کارگاه توسط سرکار خانم عبدلی با حضور طلاب سطح 2 برگزار گردید. هدف از برگزاری این کارگاه آشنا نمودن طلاب برای  انتخاب عنوان مناسب جهت رفع نیازهای جامعه، گسترش و اشاعه فرهنگ پژوهش و … بود.

وی در ادامه افزود: محورهای آموزش داده شده توسط استاد خانم عبدلی در این کارگاه به شرح ذیل می باشد:

 *تعیین موضوع یا عنوان

 *استانداردهای انتخاب عنوان مسئله

*فرق سوال با مسئله

*آسیب شناسی مسئله

*تبدیل موضوع به عنوان

*اقسام مقاله

*مراحل عملیاتی مقاله نویسی

* هشت گام اصلی مقاله نویسی و چکیده نویسی

 

 

   دوشنبه 12 آذر 1397نظر دهید »

چند سالی است که رسم بسیار خوب و با برکتی به عنوان شهید شاخص سال توسط سازمان بسیج صورت گرفته است که طی آن دو یا سه شهید به عنوان شهید شاخص سال معرفی میشوند. شهدایی که در میان موج های رسانه ای مختلف شاید کمتر نامشان را شنیده ایم.

در سال 94 شهید طیبه واعظی و شهید نادر مهدوری به عنوان شهید شاخص سال معرفی شدند که در ادامه با زندگینامه و خاطرات شهید طیبه واعظی آشنا میشویم.


زندگینامه شهید طیبه واعظی شهید شاخص بسیج در سال 94

طیبه واعظی دهنوی در سال 1337 در یکی از روستاهای اصفهان متولد شد. او در خانواده ای مذهبی و فقیر رشد کرد و به همین علت خیلی زود با درد و رنج مردم مستضعف آشنا شد. در سن 7 سالگی خواندن قرآن را در خانه پدرش آموخت. در سال 1350 طیبه با پسر خاله مجاهدش ابراهیم جعفریان ازدواج نمود، و این نقطه عطفی در زندگی او بود و همین ازدواج بود که مسیر زندگی او را به طور کلی دگرگون ساخت و او را وارد مرحله ای نوین نمود. طیبه با کمک شوهرش به مطالعه عمیق کتب مذهبی و آگاه کننده و تفسیر قرآن پرداخت و چون ابراهیم همان صداقت و ایمانی را که لازمه یک فرد مبارز است در وجود طیبه یافت او را در جریان مبارزات تشکیلاتی قرار داد و طیبه به عضویت گروه مهدیون در آمد.

به خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال 1354 به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در 30 فرودین 1356 پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان که او هم مبارز بود در این روز کشته شد.

در سال 1354 به علت تعقیب ساواک با اتفاق همسر و کودک شیرخواره اش زندگی مخفی را انتخاب نمودند.
روز سی ام فروردین 56، در پی دستگیری یکی از اعضای گروه در تبریز، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی او اجاره خانه ی منزل تبریز را پیدا نمودند و خانه تحت‌نظر قرار می‌گیرد.

طبق قرار قبلی که ابراهیم و طیبه داشتند اگر ابراهیم دیر به خانه می آمد، طیبه می بایست اسناد و مدارک را می سوزاند و خانه را ترک می کرد. طیبه همین کار را انجام داد، غافل از آنکه خانه زیر نظر است.
صبح بر سر قرار با برادرش مرتضی می رود، غافل از آنکه مأموران در پی او هستند. در قرار با مرتضی ماجرای نیامدن ابراهیم را می گوید و بدین ترتیب، مرتضی هم شناسایی می‌شود. سپس به خانه باز می گردد تا خانه را از نارنجک و اسلحه پاکسازی کند غافل از اینکه ساواک منتظر اوست.

طیبه پس از اتمام فشنگ هایش به همراه فرزند چهار ماهه اش مهدی دستگیر می شود و با دستگیری طیبه، مرتضی که از دور شاهد ماجرا بود در دفاع از طیبه به مأموران شلیک می کند و در درگیری به شهادت می رسد. از خانه طیبه برگه اجاره خانه مرتضی را پیدا می کنند و به خانه آنها می روند. فاطمه جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید.

وقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید.
طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند.

روز سوم اردیبهشت روزنامه ها خبر شهادت فاطمه و مرتضی را نوشتند ولی دیگر از ابراهیم خبری نشد و بعد از پیروزی انقلاب خانواده از عروج او و طیبه با خبر شدند.

محمدمهدی فرزند خردسال آنها توسط ساواک به پرورشگاهی سپرده شد و گفته بودند که پدر و مادر این کودک بر اثر اعتیاد فراوان از دنیا رفته اند و برای اینکه کسی او را نشناسد، نام او را شهرام گذاشته بودند. دو سال بعد فرزند آنها با پیگیری های فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده باز می گردد.

به عشق امام خمینی روزه می گیرم

زمانی که امام خمینی در تبعید بود پدر طیبه که یک روحانی مبارز بود و درجریان فعالیت های سیاسی قرار داشت به همین دلیل طیبه که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود تصمیم گرفت روزه بگیرد آنهم تنها 15 روز به این صورت که می گفت: هشت روز را برای سلامتی آقای خمینی روزه می گیرم و هفت روز را برای سلامتی پدرم.

خونم باید برای آقای خمینی بریزد

سال ۱۳۴۲، سال درگیری شدید در قم بود. ما هم ساکن قم بودیم. طیبه شش ساله بود. شعار ها و حرف هایی را که در خانه زده می شد می شنید.

دور حیاط چرخ می زد و شعار می داد: خمینی عزیزم، بگو که خون بریزم / خمینی خمینی شاه به قربان تو / مملکت ولیعهد خاک زیر پای تو.

من مدام می گفتم: مادر می آیند تو را می کشند. از این حرف ها نزن.از ساواک ترس داشتیم. یک بار خورد زمین. صورتش خونی شده بود. رفتم جلو. گفتم: خوبت شد، خونت را ریختی روی زمین.
گفت: خدا نکند خون من این جا بریزد. خونم باید برای آقای خمینی بریزد. از همان کودکی عشق آقای خمینی را داشت.

منبع:پایگاه فرهنگی منتظران منجی


موضوعات: در محضر شهدا
   دوشنبه 12 آذر 1397نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 83

 << < اسفند 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
جستجو
ذکر ایام هفته
آمار
  • امروز: 3
  • دیروز: 4
  • 7 روز قبل: 62
  • 1 ماه قبل: 134
  • کل بازدیدها: 65033
نماز حاجت



 
دانلود تقویم 98