« نماز جمعه حال است.ذکر است | شکایت از نوجوانیم » |
اعتقاد به ظهور منجی
خداوند حکیم است و نظامی که توسط قادری حکیم به وجود آمده، حتماً احسن است و نظام احسن، عالیترین جواب را به نیازهای انسان میدهد. لازمه نظام احسن، بودنِ فرج برای نجات از هر ظلمی، چه از ظلم فردی و چه از ظلم عمیق آخرالزمان است.[1]
یکی از سرچشمه های آرامش، انتظار موعود است. انتظار، یکی از بزرگترین پشتوانههای روحی آدمی است که در کشاکش مشکلات زندگی، توان مقابله به آدمی میبخشد که از حصول انواع افسردگی و اضطراب پیشگیری میکند و نمیگذارد ما از پویایی بیفتیم و در نتیجه بپوسیم و تسلیم رنگ غیرفطری حکومت مداران ظالم گردیم. انتظار همطراز امید است که از کانون فطرت آدمی فوران میکند، حتی مادیون نیز در انتظار تحقق جامعه بیطبقه مورد انتظار خویشند.
مساله انتظار موعود، یک مساله الهی است و اختصاص به مذهب خاصی ندارد؛ توجه به مساله انتظار پشتوانه روحی نه تنها مسلمانان، بلکه همه امتها، انبیاء و اولیاء پیش از اسلام نیز بوده است. زیرا دین به ما میگوید یک زندگی ماوراء این زندگیها در همین دنیا ممکن است و مناسب روح توست.[2]
جامعهای که متوجه قطب برین انسانی شود، روزمرّگیهای اجتماعی اندیشه او را مشغول نمیکند و در حرکت به سوی حیاتی بلند از پای نمینشیند و ظلم طاغوتها را به عنوان یک واقعیت پایدار در حیات زمینی نمیپذیرد و ستم ستمگران، شعلههای امیدش را خاموش نمیکند؛ زیرا که پذیرفتن ستم در این دنیا با نظام الهی و سنت حق نمیسازد.[3]
مساله انتظار، در اسلام، دارای اهمیتی ویژه بوده و برترین عمل به شمار آمده است به طوری که حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اَفْضَلُ اَعْمَالِ اُمَّتی، اِنْتِظارُ الفَرَجْ.[4]
مساله انتظار، اثرات تربیتی فردی و اجتماعی فراوانی در زندگی آدمی دارد از جمله :
1) بشر همواره در آرزوی روزی است که به دور از هر گونه گرفتاریها زندگی کند.
2) هر کس به این مساله میاندیشد که سعادت آدمی، فقط در پرتو حاکمیت انسان کامل میسر است و انتظار ظهور چنین روزی، اثر مثبتی در روان آدمی دارد که نه تنها از یاس و ناامیدی انسان، در کشاکش زندگی میکاهد بلکه محرّک قوی و پیش برندهای به سوی دستیابی به آرزوهای سازنده است .
3) انتظار موجب روی آوردن آدمی به اخلاق نیک، اعتقاد صحیح و یکتاپرستی است، زیرا امام مورد انتظار او کسی است که با ظهور خود، این گونه مسائل و حقایق را بسط میدهد.
4) اعتقاد به ظهور موعود اسلام، آدمی را وامیدارد تا بر آنچه در دوران ظهور رخ میدهد، بیندیشد. شخص منتظر همواره در حدّ توان خود، به بسط، تبلیغ و اجرای دستورات خدا، جهت آبادانی جهان و پیشرفت زندگی مردم همّت میگمارد.[5]
انسان منتظر دنبال این است تا میان روح خویش و امام، سنخیت و ارتباط معنوی ایجاد نماید. وی با امید به آیندهای مطلوب، وجد و شادابی درونی دارد و احساس ناامیدی به خود راه نمیدهد. و اینان هیچگاه بدون هدف نیستند و عمر را در رکود و بطالت سپری نمیکنند و از آرامش درون، امید به زندگی و حیات بهتر برخوردار هستند.[6]
[1].اصغر،طاهرزاده، مبانی معرفتی مهدویت، ص152.
[2].ر.ک. محمد، شفیعی مازندرانی، سرچشمههای آرامش در روانشناسی اسلامی،ص152.
[3].اصغر،طاهرزاده،همان،ص152.
[4].محمدباقر،مجلسی،بحارالانوار، ج50، ص318، ح14.
[5] .محمد، شفیعی مازندرانی،همان،ص157.
فرم در حال بارگذاری ...